واژه جو

اختراق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اختراق . [ اِ ت ِ] (ع مص ) گذشتن . رفتن . ◄ گذشتن باد. ◄ سخت وزیدن باد. بزودی بزیدن باد. (تاج المصادر بیهقی ). بزودی جستن باد. (زوزنی ). ◄ اختراق کذب ؛ بربافتن دروغ را. دروغ گفتن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ دریده شدن و خرقه دوختن .

معنی اختراق | واژه جو