واژه جو

اخبون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اخبون . [ اَ ] (از یونانی، اِ) میوه ٔ نباتی صحرائی مانند سر افعی و بیخ آن از انگشت باریکتر باشد و برنگ سیاه بود. گویند گزیدن جانوران را نافع است و بعربی رأس الافعی خوانند و بجای بای ابجد یای حطی هم بنظر آمده است . (برهان قاطع). و رجوع به احیون شود.

معنی اخبون | واژه جو