واژه جو

اخبال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اخبال . [ اِ ] (ع مص ) بعاریت دادن شتر ماده تا شیر آن بخورد. ◄ بعاریت دادن اسب تا جهاد کند بر آن . ◄ اشتر فرا کسی دادن تا پشم و شیر برگیرد و اسب تا غزو کند. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بحسب طلب کسی عاریت دادن . (منتهی الارب ). ◄ دوبخش کردن شتران که نصف آن امسال بچه آرند و نیمی بسال دیگر، چنانچه زمین را دو قسمت کنند برای زراعت که نصف یک سال مزروع گردد و نصف بسال دیگر. (منتهی الارب ).

معنی اخبال | واژه جو