واژه جو

احضار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احضار. [ اِ ] (ع مص ) حاضر آوردن . (منتهی الارب ). حاضر کردن . (تاج المصادر) (زوزنی ). فراخواندن . بخواندن . ◄ دویدن اسب . (منتهی الارب ) (تاج المصادر). دویدن اسب و آهو و غیره .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی احضار | واژه جو