واژه جو

احساف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احساف . [ اِ ] (ع مص ) اَحسف التمر؛ آمیخت با خرما، خرمای تباه شده ٔ فروریخته را. (منتهی الارب ).

معنی احساف | واژه جو