اجتزاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تَ) [ ع. ] (مص ل.) کافی بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تَ) [ ع. ] (مص ل.) کافی بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجتزاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) پاداش عمل خواستن از. ◄ بسنده کردن . (تاج المصادر). وااستادن از چیزی . واایستادن بچیزی . بس کردن : اِجْتَزَاءَ بالشی ٔ؛ بسنده کرد به آن . (منتهی الارب ).