واژه جو

اجتداث

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اجتداث . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گور ساختن . (منتهی الارب ). گور کندن . (تاج المصادر). قبر کندن . برای خود موضع قبر گرفتن . گور کردن . (زوزنی ).

معنی اجتداث | واژه جو