واژه جو

اجافه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اجافه . [ اِ ف َ ] (ع مص ) فراز کردن در را. در باز کردن . در واکردن . در فاکردن . (تاج المصادر). ◄ درگذرانیدن نیزه به اندرون . به اندرون چیزی جراحت رسانیدن . جراحتی کردن که در جوف باشد. (تاج المصادر). ◄ بوی گرفتن مردار. (منتهی الارب ).

معنی اجافه | واژه جو