اجاره نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجارهای زندگی میکند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازة ]<BR>۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت.<BR>۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجارهای زندگی میکند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازه ] ۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت. ۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجاره نشین . [ اِ رَ / رِ ن ِ ] (نف مرکب ) مستأجر. ♦ امثال : اجاره نشین خوش نشین است ؛ یعنی مستأجر هر جا را که نپسندد به آسانی تواند ترک کردن وجای دیگر اجاره کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
اجارهدار، کرایهنشین، مستاجر (متضاد: موجر)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی