واژه جو

اثر متقابل

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تعامل، کنش و واکنش، عمل و عکس‌العمل، قطبیت آنتاگونیسم، تضاد، مغایرت، تقابل، ضدیت واکنش، عکس‌العمل، اثر معکوس، انعکاس، بازتاب، پاسخ برخورد، برخورد عقاید، مباحثه، مناظره اصطکاک بازدارندگی ایجاد توازن، موازنه، تغییر متقابل عملکرد برهم‌کنش، اندرکنش روبرو

معنی اثر متقابل | واژه جو