واژه جو

اتمام حجت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~ِ حُ جَُ) [ ع. ] (مص ل.) تمام کردن حجت بر خصم، اولتیماتوم.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~ِ حُ جَُ) [ ع. ] (مص ل.) تمام کردن حجت بر خصم، اولتیماتوم.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی اتمام حجت | واژه جو