واژه جو

اتاره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اتاره . [ اِ رَ ] (ع مص ) زَدَن با. ◄ تیز نگریستن در. ◄ در پی کسی نگران ماندن . یقال اترت النظر؛ یعنی در پی نگران ماندم . ◄ بازبگردانیدن یکبار پس از دیگر. یقال فلان یتار علی ان یؤخذ؛ ای یدار. ◄ بیم کردن .

معنی اتاره | واژه جو