واژه جو

ابونمیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابونمیر. [ اَ ن ُم َ ] (اِخ ) محدث است و از هیثم بن مالک روایت کند.

معنی ابونمیر | واژه جو