واژه جو

ابونامون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابونامون . [ اَ ] (معرب، اِ) قفرالیهود. (مخزن الادویه ). و این صورت مصحف ابوطامون است . رجوع به ابوطامون شود.

معنی ابونامون | واژه جو