واژه جو

ابومطهر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابومطهر. [ اَ ؟ ](اِخ ) محمدبن احمد ابیوردی . رجوع به محمد... شود.

معنی ابومطهر | واژه جو