واژه جو

ابوطارق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوطارق . [ اَ رِ ] (اِخ ) ازدی . او از بلال و از او یزیدبن ابی زیاد روایت کند.

معنی ابوطارق | واژه جو