واژه جو

ابوصبح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوصبح . [ اَ ص ُ ](ع ص مرکب، اِ مرکب ) مردم مجهول النسب . کوی یافت، که شب در کوی افکنند تا صباح اهل خیر از راه برگیرند.

معنی ابوصبح | واژه جو