واژه جو

ابوشفقل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوشفقل . [ اَ ش َ ق َ ] (اِخ ) راویه ٔ فرزدق است . و گفته اند آن نام دیوی است که بگمان فرزدق راوی اشعار او بوده است چنانکه ابولبینا دیوی دیگر بوده که شعر بدو القا می کرده است .

معنی ابوشفقل | واژه جو