واژه جو

ابوشریف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوشریف . [ اَ ش َ ] (اِخ ) بوشریف . یکی از قدمای شعرای ایران و از او در لغتنامه ٔ اسدی بیت ذیل شاهد آمده است : بینی آن رود و آن بدیع سرود بینی آن دست و بینی آن دستار. و شاید این شاعر ابوشریف احمدبن علی، مجلّدی جرجانی باشد.

معنی ابوشریف | واژه جو