واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۵۰۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن دوست که هست عشق او دشمن جان بر باد همی دهد غمش خرمن جان من در طلبش دربدر و کوی به کوی او در دل و کرده دست در گردن جان

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۵۰۸ | واژه جو