واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۴۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از کفر سر زلف وی ایمان میریخت وز نوش لبش چشمه حیوان میریخت چون کبک خرامنده بصد رعنایی میرفت و ز خاک قدمش جان میریخت

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۴۶ | واژه جو