واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۴۵۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یک روز بیوفتی تو در میدانم آن روز هنوز در خم چوگانم گفتی سخنی و کوفتی برجانم آن کشت مرا و من غلام آنم

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۴۵۵ | واژه جو