واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت عقلم شد و هوش رفت و دانش بگریخت زین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت جز دیده که هر چه داشت بر پایم ریخت

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۴۲ | واژه جو