واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای عهد تو عهد دوستان سر پل از مهر تو کین خیزد و از قهر تو ذل پر مشغله و میان تهی همچو دهل ای یک شبه همچو شمع و یک روزه چو گل

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۷ | واژه جو