واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا زلف تو شاه گشت و رخسار تو تخت افکند دلم برابر تخت تو رخت روزی بینی مرا شده کشته بخت حلقم شده در حلقه سیمین تو سخت

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۷ | واژه جو