واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سودای توام در جنون می‌زد دوش دریای دو دیده موج خون میزد دوش در نیم شبی خیل خیال تو رسید ورنه جانم خیمه برون میزد دوش

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۴ | واژه جو