واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز رفتم بر آن یار و مه مهرانگیز من جای نکرده گرم گردون به ستیز زد بانگ که هان چند نشینی برخیز

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۵۴ | واژه جو