واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من بودم دوش و آن بت بنده نواز از من همه لابه بود و از وی همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه قصه ما بود دراز

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۸ | واژه جو