واژه جو

ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن دل که تو دیده‌ای زغم خون شد و رفت وز دیده خون گرفته بیرون شد و رفت روزی به هوای عشق سیری میکرد لیلی صفتی بدید و مجنون شد و رفت

معنی ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۷ | واژه جو