واژه جو

ابوالمنصورخان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابوالمنصورخان . [ اَ بُل ْ م َ ] (اِخ ) همشیره زاده و داماد سعادتخان از مردم نیشابور. چندی وزارت احمدشاه بن محمدشاه کرد. وفات وی در ذی حجه ٔ ١١٦٧ هَ . ق . بود. رجوع به مجمل التواریخ تألیف ابوالحسن گلستانه ص ٧٨ و ٧٩ و ٩٥ شود.

معنی ابوالمنصورخان | واژه جو