واژه جو

ابن صول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن صول . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) ابوالفضل عمربن مسعده وزیر، مأمون بواسطه ٔ دها و تدبیر نزد خلیفه مکانتی داشته و عموزاده ٔ صولی ابراهیم بن عباس شاعر مشهور است و در سال ٢١٧ هَ .ق . بشهر اذنه درگذشته است .

معنی ابن صول | واژه جو