واژه جو

ابن صاعد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن صاعد. [ اِ ن ُ ع ِ ] (اِخ ) یحیی بن محمدبن صاعد، مولی المنصور، مکنی به ابومحمد. وفات ٣١٨ هَ .ق . از اوست : کتاب السنن . کتاب المسند. کتاب القرأات . (ابن الندیم ).

معنی ابن صاعد | واژه جو