واژه جو

ابن سحنون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن سحنون . [ اِ ن ُ س َ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن سحنون ندرومی . اصل او از ندرومه از اعمال تلمسان، و مولد او قرطبه است (٥٨٠ هَ .ق .). سپس به اشبیلیه رفته و دانش طب از ابن رشد فراگرفته است و تلخیص کتاب المستصفی از اوست و او در خدمت ناصر و مستنصر وسپس ابوالنجا سالم بن هود و برادرش عبداﷲ بوده است .

معنی ابن سحنون | واژه جو