واژه جو

ابن دمینه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن دمینه . [ اِ ن ُ دُ م َ ن َ ] (اِخ ) ابوالسری عبداﷲبن عبیداﷲ. شاعر عرب . در اغانی جلد ١٥ و نیز حماسه نام او آمده و اشعار او نقل شده است لیکن از شرح حال او چیزی در دست نیست و تنها افسانه ٔ راجع بکشته شدن او مشهور است . ابن ابی طاهر طیفور و نیز زبیربن بکار را دو کتاب در اخبار ابن دمینه بوده است .

معنی ابن دمینه | واژه جو