واژه جو

ابن داود ظاهری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن داود ظاهری . [ اِ ن ُ وو دِ هَِ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن داودبن علی بن خلف اصفهانی، معروف بظاهری . شاعر و ادیب و فقیه . پدرش داود ظاهری معروف است، و او پس از پدر در حلقه ٔ او بتدریس نشست . کتابی در ادب کرده است موسوم به زهره . وفات او به سال ٢٩٧ هَ .ق . بسن چهل ودوسالگی بوده است .

معنی ابن داود ظاهری | واژه جو