واژه جو

ابن خیرون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن خیرون . [ اِ ن ُخ َ ] (اِخ ) ابوالفضل احمدبن حسن بن احمدبن خیرون بغدادی ابن باقلانی . محدث . ابوبکر خطیب صاحب تاریخ بغدادو ابن سکره و گروهی دیگر از محدثین از او روایت دارند. وفات او در ٤٨٨ هَ .ق . بهشتادوچهارسالگی بود.

معنی ابن خیرون | واژه جو