واژه جو

ابن خلاد بصری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن خلاد بصری . [ اِ ن ُخ َل ْ لا دِ ب َ ] (اِخ ) ابوعلی محمدبن ... [ کذا ] خلاد. از اصحاب ابوهاشم عبدالسلام بن محمد الجبائی، متکلم معتزلی . ابن خلاد بعسکر درک صحبت ابوهاشم کرد و مقدم اصحاب او گردید. او راست : کتاب الاصول . (ابن الندیم ).

معنی ابن خلاد بصری | واژه جو