واژه جو

ابن بسام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن بسام . [ اِ ن ُ ب َس ْ سا ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن محمدبن نصربن منصوربن بسام . وفات ٣٠٣ هَ .ق . شاعر عرب . او بیشتر بهجا میگرائید و هیچکس از معاصرین و حتی کسان او از زبان او ایمن نبودند. ابن الندیم از کتب او کتاب اخبار عمربن ابی ربیعه و کتاب الزنجیین و کتاب مناقضات الشعراء و کتاب اخبارالاحوص و دیوان شعر خود او را نام می برد.

معنی ابن بسام | واژه جو