واژه جو

ابن بانه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن بانه . [ اِ ن ُ ن َ ] (اِخ ) عمروبن محمدبن سلیمان بن راشد، از غیر نژاد عرب، از موالی یوسف بن عمر ثقفی . وفات ٢٧٨ هَ .ق . خنیاگر معروف . شاگرد اسحاق بن ابراهیم موصلی . موطن او بغداد بوده و کتاب مجردالاغانی از اوست و شعر نیز میگفته و از ندمای متوکل بوده است . پدرش محمدبن سلیمان از کُتّاب مشهور است . بانه نام مادر اوست . (ابن خلکان ).

معنی ابن بانه | واژه جو