واژه جو

ابقاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابقاق . [ اِ ] (ع مص ) فرزند بسیار آوردن . ◄ بدر رفتن خس و خاشاک از زمین . ◄ بسیار گفتن . ◄ بسیار بق بق کردن . ◄ فراخ گردانیدن چیزی . ◄ بچه زادن گوسفندان لاغر.

معنی ابقاق | واژه جو