واژه جو

ابتات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابتات . [ اِ ] (ع مص ) بریدن (کار و حکم ). ◄ عزم قطعی و جزمی کردن . ◄ عقد نکاح دائم . ◄ عاجز گردانیدن کسی را از رسیدن به قافله . درمانده کردن . ◄ طلاق بائن دادن .

معنی ابتات | واژه جو