أقسط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقسط. [ اَ س َ ] (ع ص ) فرس اقسط؛ اسب راست استخوان ساق . ◄ بعیر اقسط؛ شتر که پی قوائم آن خشک باشد در خلقت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ (ن تف ) بهتر. (ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عادل تر. (آنندراج ). راست تر و بهتر. (مهذب الاسماء) : ادعوهم لاَّبائهم هو اقسط عنداﷲ. (قرآن ٥/٣٣).
واژگان قرآن
بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا «اقسط» از مادّه «قِسْط ـ إقساط» ثلاثى مزید و به معناى عدالت و دادن سهم عادلانه هر کس به خود او است.(21)