واژه جو

آیینة کسی بودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~ء کَ. دَ) (مص ل.) به طور محض در همة حرکات مقلد کسی بودن و از خود ابتکاری نداشتن.<br>

معنی آیینة کسی بودن | واژه جو