واژه جو

آویز

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

۱ - (ص فا.) در ترکیب با برخی کلمات معنی آویزنده می‌دهد: دست آویز، دل آویز. ۲- (اِ.) جنگ، نبرد. ۳- جواهری که بر حلقه گوشواره بیاویزند. ۴- بلور و مانند آن که برای زینت به چلچراغ بیآویزند. ۵- منگوله، شرابه. ۶- گیاهی زینتی با گل‌های قرمز.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی آویز | واژه جو