آویزون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدافرهنگ فارسی معینلغتنامه دهخدا(اِ.) آویزان، کنایه از: آدم مزاحم.<br>فرهنگ فارسی معین(اِ.) آویزان، کنایه از: آدم مزاحم.واژه قبلی: آویزه بندواژه بعدی: آویزگان