واژه جو

آویختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ) [ په. ]<BR>۱- (مص م.) آویزان کردن.<BR>۲- فرو گذاشتن، پایین انداختن.<BR>۳- حمایل کردن.<BR>۴- دار زدن.<BR>۵- (مص ل.) آویزان شدن.<BR>۶- جنگیدن.<BR>۷- چنگ زدن، تمسک جستن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی آویختن | واژه جو