واژه جو

آهنوخوشی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آهنوخوشی . [ خ ُ ] (ص، اِ) اَهْنوخُشی . پیشه ور. اهل صنعت . یکی از طبقات چهارگانه ای که جمشید مردمان را بدان بخش کرد : چهارم که خوانند اَهنوخوشی همان دست ورزان با سرکشی کجا کارشان همگنان پیشه بود روانْشان همیشه پراندیشه بود. فردوسی .

معنی آهنوخوشی | واژه جو