واژه جو

آهن داغ

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(~.) (اِمر.) ۱- داغ کردن بخشی از پوست تن جانور با آهن تفته برای نشان گذاشتن یا مداوا. ۲- فرو بردن آهن تفته در آب.

معنی آهن داغ | واژه جو