آهن تن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهن تن . [ هََ ت َ ] (ص مرکب ) که تن از آهن دارد : خزروان بدو گفت کاین یک تن است نه آهن تن است و نه آهرمن است . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهن تن . [ هََ ت َ ] (ص مرکب ) که تن از آهن دارد : خزروان بدو گفت کاین یک تن است نه آهن تن است و نه آهرمن است . فردوسی .