واژه جو

آهسته رفتن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

کند رفتن، خرامیدن، خزیدن، پیاده رفتن، قدم زدن آهسته آمدن، چکه کردن، چکیدن شناور بودن متناوب بودن

معنی آهسته رفتن | واژه جو